اصطلاحات :
آ:
آب دمبل: به كساني كه داراي هيكلهاي زيبايياندام بودند ميگويند آب دمبل خوردي؟ (يعني دمبل را انداختي توي آب و آبش رو خوردي!)
آب و روغن چك كردن: دستشويي رفتن.
آب و روغن قاطي كردن: اسهال شدن.
آبروي هيئت: آبروي كل (محله، رفقا و...)
آخرشه: وقتي كسي در داشتن صفتي داراي نهايت باشد، ميگويند.
آدم تو آفتابه پپسي بخوره، خيط نشه: وقتي كسي خيط شود، ميگويند.
آدم عتيقه: كسي كه داراي خصوصيات منحصر به فردي است.
آرنولد فشرده: به آدمهاي ريزهميزهاي كه زيبايي اندام كار ميكنند، آدم ريزه هيكلي كه تيپ ورزشكارهاي زيبايي اندام را ميگيرد.
آرنولد فشرده: كسي كه هيكل ريزهميزه دارد، ولي به باشگاه زيبايي اندام ميرود.
آشغال كله: كلهشق، بيفكر (آدم مزخرف)
آشغالانس: در زمان شهرداري كرباسچي گاريهاي كثيف حمل زباله تبديل به ماشينهاي مدرن حمل زباله شد كه هم چراغ گردان داشتند و هم موسيقي مينواختند. به دليل شباهت اين ماشينها به آمبولانس به آنها آشغالانس ميگفتند.
آلت عبادت: مهر، تسبيح.
آويزون: به كسي كه خروس بيمحل باشد، زيادي يا مزاحم باشد، ميگويند.
ا:
ارائه دادن: ضايع كردن، خراب كردن، (وقتي كسي كاري يا چيزي را خراب كند به طعنه به او گفته ميشود)
اصغر آرنولد اينا : به كساني كه در باشگاه زيبايي اندام هيكل درشت ميكنند، اما تيپ روستايي دارند گفته ميشود، به كسي كه زياد قپي ميآيد و خودش را زورمند نشان ميدهد.
اعصابم خطخطي شد: حالم گرفته شد.
افتاد تو ميكسر: قاطي كرد. وضع روحياش به هم ريخت.
افتاد؟: وقتي حرفي را به كسي ميزنند براي اينكه ببيند موضوع را فهميده در آخر اين كلمه را به حالت سوالي به كار ميبرند.
اند مرام بازي: نهايت بامعرفت بودن، نهايت خوبي و صفا.
اند مرام: در مرام، آداب رفاقت و... رو دست ندارد.
اند: رو دست نداشتن، بيهمتا بودن.
اوبس: خيلي خوب، خيلي جالب، خيلي خوب، با كيفيت. (از همه نظر عالي)
اوپديس اوپديس كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.
اوپديس بازي كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.
اوچيكتيم: كوچيكتيم.
اوشكول: نفهم، نادان، تازه به دوران رسيده.
اومد راه برود تك چرخ زد: وقتي كسي كاري يا چيزي را خراب يا اشتباه ميكند، ميگويند.
ايكي ثانيه: خيلي سريع، با سرعت.
اين گولياست: اين طوري است.
اينجورياست: اين طوري است.
ب:
با گوز من سشوار نكش: وقتي كسي حرف طرف مقابل را تكرار كند. (از طرف مقابل ايده بگيرد)
با مرام: كسي كه داراي معرفت است.
بار كردن: متلك گفتن. ناسزا گفتن. رو كم كردن از طريق حرف زدن.
باشگاهرو : به كساني كه باشگاه زيبايي اندام ميروند گفته ميشود.
ببند گاله رو: ساكت باش، زياد حرف نزن.
ببند نوكتو: دهانت را ببند، ساكت باش.
ببو گير آوردي: وقتي كسي آدمهاي ساده را پيدا ميكند و اذيتشان ميكند يا سرشان را كلاه ميگذارد، ميگويند.
ببو ياب داره : كساني كه دنبال آدمهاي ساده لوح ميگردند و وقتي كه آنها را پيدا كردند مثلا اذيتشان كند يا سرشان كلاه بگذارد يا....
بچه مثبت: كسي كه داراي اخلاق و فضايل اسلامي و خوب است.
بخواب بينيم: زياد حرف نزن. ساكت باش. (خفه شو)
بخواب تو جوب سيرابي: ساكت باش، برو بينيم، ول كن، نوعي بياعتنايي در مقابل تهديد و قلدري.
بخواب تو جوب: ساكت باش، زياد حرف نزن.
بخواب تو جوب، ماهي شو برو : ساكت باش، زياد حرف نزن. (كمي با حالت ملايمت همراه است)
بخواب لحاف يخ كرد: زياد حرف نزن، چرت و پرت نگو. (خفه شو)
بشين بينيم: ساكت باش، حرف نزن.
بكش زيپ رو: ساكت باش، زياد حرف نزن.
بگوز، بازار مسگر است : وقتي كسي حرف مفتي ميزند، در شرايطي كه نميتوان به او پاسخ داد، ميگويند.
بلانسبت گاو: از گاو نفهمتر.
به گوزگوز افتادن : خسته شدن، طاقت از دست دادن، بريدن، به التماس افتادن، به غلط كردن افتادن.
بي روغن سرخ كردن: در مورد كسي كه جو بگيردش ميگويند.
بي لنت: بدون ترمز، وقتي كاري را شروع ميكند ديگر دست بردار نيست.
بيل ميزند: براي كاري كه به سختي به نتيجه ميرسد تلاش بسيار ميكند.
ادامه در همین زیره
ادامه مطلب