تبليغاتX
طنز بی پرده
من : حامد 26 ساله هستم
روی ادامه ی مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 15:23  توسط حامد حسين خاني  | 

جوک خارج محدوده(اگه شما هم جوک دارید برام بفرستید البته توو قسمت نظرات)

 

1- )اول سايت اين جوك رو مي‌نويسيم كه تا آخر سايت شرمنده عزيزان ترك نباشيم!!!) از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري ترك خر باشي يا فارس زن‌قحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!

2- تركه رفته بوده خون اهدا كنه، دكتره ازش ميپرسه: شما تاحالا چندبار همخوايگي نامشروع داشتين؟! (اين يحتمل تركش يه خورده خارجكي بوده!! دكتراي داخلي كه معمولا خايه نميكنن همچين سوالي بپرسن!!) تركه كلي قسم و آيه ميخوره كه ولله بالله، من زن و بچه دارم، اهل اين كارا نيستم تا بالاخره دكتره قبول ميكنه و خون بابا رو ميگيرن. موقع برگشت، تركه رفيقش رو تو صف ميبينه، ميگه: اصغر خيلي مواظب باش! اينجا انگار يكيو كردن، دنبال اون نامردن!

3- تهرونيه و اصفهانيه و قزوينيه ميميرن، اون دنيا ميرن كارنامه اعمالشون رو ميگيرن، ميبينن بدجوري افتضاحه و اگه اين ريختي پيش بره هر سه تايي از قعر دوزخ سر در ميارن! خلاصه ميرن پيش جبرئيل و كلي خايه مالي ميكنند كه بابا يك فرصت ديگه به ما بدين بلكه جبران كنيم و آخر مخ جبرئيل رو ميزنن و راضيش ميكنن كه يك فرصت ديگه بهشون بده، منتها با يك شرط و اون اينكه اگه اينبار يك دفعه تهرونيه خانوم بازي كنه، اصفهانيه دنبال پول باشه يا قزوينيه قزويني بازي در بياره، درجا سنگ ميشه و صاف از ته جهنم سر در مياره! خلاصه سه تايي برميگردن رو زمين و خوشحال و خندان داشتن ميرفتن كه يهو چشم تهرونيه ميخوره به يك كس‌ اساسي و هرچي ميخواد جلوي خودشو بگيره نميشه و آخر ميره يك تيكه بهش ميندازه.. تيكه انداختن همان و درجا سنگ شدن همان! قزوينيه و اصفهانيه خوب حساب كار دستشون مياد، يك نگاه به هم ميكنند و راه ميافتند. يخورده جلوتر اصفهانيه يك 100 تومني رو زمين ميبينه، هي با خودش چك و چونه ميزنه، آخر ميبينه راه نداره... خم ميشه ورش داره، يهو قزوينيه ميگه: آي بالام‌جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردي و هم منو!

4- از لاشيه ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 15:19  توسط حامد حسين خاني  | 

روی  ادامه ی مطلب  کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 15:12  توسط حامد حسين خاني  | 

جوک داخل محدوده (اگه شما هم جوک دارید برام بفرستید البته توو قسمت نظرات)

 1- تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

2- اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام!  خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو.  مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"!

3- تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 15:8  توسط حامد حسين خاني  | 

ارتباط: دو نوع ارتباط داريم:1- مشروع: همون قضيه حاجي آقا و صيغه واين حرفهاست. 2- غير مشروع: همون قضيه چايي نخورده پسر خاله شدن است. اصولاً زمان پيدايش اين پديده به ظرفيت افراد بستگي داره.

بچه:جانداري که معمولاً چند سال پس از ازدواج يا 9 ماه پس از آن بوجود مي آيد. البته در مواردي هم کمتر از 9 ماه. (نچ نچ نچ...). مايه‌ي عذاب پدر مادر، مزاحم.

بله برون: گفتماني است که اصولاً براي تيغاندن موجود بدبختي به نام داماد، صورت ميگيرد. اين بار پدر، مادر و تمامي فک و فاميلهاي عروس خانوم، براي انجان اين امر به کمک عروس خانوم مي‌شتابند.

بوسه: اتصال سيم مثبت ومنفي يك جريان برق 22000 ولته كه اگه زياد كش بياد فيوز مركزي بد جور مي‌زنه بالا!

تلفن: وسيله اي براي بيهوده نماندن شماره که توسط گراهام بل اختراع شد.

 

ادامه همین زیره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:58  توسط حامد حسين خاني  | 

فيلش ياد هندوستان كرد، براش ويزا گرفت!

هر چه بگندد نمكش مي‌زنند، واي به روزي كه هر چه بگندد نمكش مي‌زنند!

چرا عاقل كند كاري كه باز آيد به كنعان غم مخور!

از خر شيطون اومد پايين سوار مترو شد!

پولاش از پارو بالا رفتند، ديگه برنگشتند!

كلاهش پس معركه بود، با عجله رفت برش داشت!
 
ادامه همین زیره

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:56  توسط حامد حسين خاني  | 

جمله سازی:

 

به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن!

به تركه ميگن: با «آيدين» جمله بساز، ميگه: بابا ما رو با اين جمله سازي گايدين!

به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!

به تركه ميگن: با «ايده» جمله بساز، ميگه: ‌اين جمله سازي هم ما رو گاييده!

به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!

 

ادامه در همین زیره

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:55  توسط حامد حسين خاني  | 

اصطلاحات :

 

آ:

 

آب دمبل: به كساني كه داراي هيكلهاي زيبايي‌اندام بودند مي‌گويند آب دمبل خوردي؟ (يعني دمبل را انداختي توي آب و آبش رو خوردي!)

آب و روغن چك كردن: دستشويي رفتن.

آب و روغن قاطي كردن: اسهال شدن.

آبروي هيئت: آبروي كل (محله، رفقا و...)

آخرشه: وقتي كسي در داشتن صفتي داراي نهايت باشد، مي‌گويند.

آدم تو آفتابه پپسي بخوره، خيط نشه: وقتي كسي خيط شود، مي‌گويند.

آدم عتيقه: كسي كه داراي خصوصيات منحصر به فردي است.

آرنولد فشرده: به آدم‌هاي ريزه‌ميزه‌اي كه زيبايي اندام كار مي‌كنند، آدم ريزه هيكلي كه تيپ ورزشكارهاي زيبايي اندام را مي‌گيرد.

آرنولد فشرده: كسي كه هيكل ريزه‏ميزه دارد، ولي به باشگاه زيبايي اندام مي‏رود.

آشغال كله: كله‏شق، بي‌فكر (آدم مزخرف)

آشغالانس: در زمان شهرداري كرباسچي گاري‏هاي كثيف حمل زباله تبديل به ماشين‏هاي مدرن حمل زباله شد كه هم چراغ گردان داشتند و هم موسيقي مي‏نواختند. به دليل شباهت اين ماشين‏ها به آمبولانس به آنها آشغالانس مي‏گفتند.

آلت عبادت: مهر، تسبيح.

آويزون: به كسي كه خروس بي‌محل باشد، زيادي يا مزاحم باشد، مي‌گويند.  

 

ا:

 

ارائه دادن: ضايع كردن، خراب كردن، (وقتي كسي كاري يا چيزي را خراب كند به طعنه به او گفته مي‌شود)

اصغر آرنولد اينا : به كساني كه در باشگاه زيبايي اندام هيكل درشت مي‏كنند، اما تيپ روستايي دارند گفته مي‏شود، به كسي كه زياد قپي مي‌آيد و خودش را زورمند نشان مي‌دهد.

اعصابم خط‌خطي شد: حالم گرفته شد.

افتاد تو ميكسر: قاطي كرد. وضع روحي‏اش به هم ريخت.

افتاد؟: وقتي حرفي را به كسي مي‌زنند براي اينكه ببيند موضوع را فهميده در آخر اين كلمه را به حالت سوالي به كار مي‌برند.

اند مرام بازي: نهايت بامعرفت بودن، نهايت خوبي و صفا.

اند مرام: در مرام، آداب رفاقت و... رو دست ندارد.

اند: رو دست نداشتن، بي‌همتا بودن.

اوبس: خيلي خوب، خيلي جالب، خيلي خوب، با كيفيت. (از همه نظر عالي)

اوپديس اوپديس كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.

اوپديس بازي كردن: صداي ضبط صوت را تا انتها زياد كردن و نوار تند موسيقي تكنو در ماشين گذاشتن و در خيابان گشت زدن.

اوچيكتيم: كوچيكتيم.

اوشكول: نفهم، نادان، تازه به دوران رسيده.

اومد راه برود تك چرخ زد: وقتي كسي كاري يا چيزي را خراب يا اشتباه مي‌كند، مي‌گويند.

ايكي ثانيه: خيلي سريع، با سرعت.

اين گولياست: اين طوري است.

اينجورياست: اين طوري است.  

 

ب:

 

با گوز من سشوار نكش: وقتي كسي حرف طرف مقابل را تكرار كند. (از طرف مقابل ايده بگيرد)

با مرام: كسي كه داراي معرفت است.

بار كردن: متلك گفتن. ناسزا گفتن. رو كم كردن از طريق حرف زدن.

باشگاه‏رو : به كساني كه باشگاه زيبايي اندام مي‏روند گفته مي‏شود.

ببند گاله رو: ساكت باش، زياد حرف نزن.

ببند نوك‏تو: دهانت را ببند، ساكت باش.

ببو گير آوردي: وقتي كسي آدم‏هاي ساده را پيدا مي‏كند و اذيتشان مي‌كند يا سرشان را كلاه مي‏گذارد، مي‏گويند.

ببو ياب داره : كساني كه دنبال آدمهاي ساده لوح مي‌گردند و وقتي كه آنها را پيدا كردند مثلا اذيتشان كند يا سرشان كلاه بگذارد يا....

بچه مثبت: كسي كه داراي اخلاق و فضايل اسلامي و خوب است.

بخواب بينيم: زياد حرف نزن. ساكت باش. (خفه شو)

بخواب تو جوب سيرابي: ساكت باش، برو بينيم، ول كن، نوعي بي‏اعتنايي در مقابل تهديد و قلدري.

بخواب تو جوب: ساكت باش، زياد حرف نزن.

بخواب تو جوب، ماهي شو برو : ساكت باش، زياد حرف نزن. (كمي با حالت ملايمت همراه است)

بخواب لحاف يخ كرد: زياد حرف نزن، چرت و پرت نگو. (خفه شو)

بشين بينيم: ساكت باش، حرف نزن.

بكش زيپ رو: ساكت باش، زياد حرف نزن.

بگوز، بازار مسگر است : وقتي كسي حرف مفتي مي‏زند، در شرايطي كه نمي‏توان به او پاسخ داد، مي‏گويند.

بلانسبت گاو: از گاو نفهم‏تر.

به گوزگوز افتادن : خسته شدن، طاقت از دست دادن، بريدن، به التماس افتادن، به غلط كردن افتادن.

بي روغن سرخ كردن: در مورد كسي كه جو بگيردش مي‌گويند.

بي لنت: بدون ترمز، وقتي كاري را شروع مي‌كند ديگر دست بردار نيست.

بيل مي‌زند: براي كاري كه به سختي به نتيجه مي‌رسد تلاش بسيار مي‌كند.  
 
 
ادامه در همین زیره

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:53  توسط حامد حسين خاني  | 

زنان بخوانند :

 

1. مردان پيچيده >

 

تحليلي بر رابطه مرد و زن و طرز تفکر مردان

اگر با او خوب رفتار کنيد، او به شما خواهد گفت که اسير عشق او شده‌ايد.

اگر خوب رفتار نکنيد، او به شما خواهد گفت که مغرور و متکبر هستيد.

اگر با او بحث کنيد، او شما را لجوج و خيره‌سر خواهد خواند.

اگر آرام باشيد (بحث نکنيد)، او شما را خنگ خواهد خواند!

اگر از او باهوش‌تر باشيد، او خود را مي‌بازد.

اما اگر او از شما باهوش‌تر باشد، او قطعا شخص بزرگي است!

اگر او را دوست نداشته باشيد، او براي بدست آوردن شما تلاش خواهد کرد.

اگر عاشق او باشيد، او تلاش خواهد کرد تا از دست شما فرار کند!؟

اگر با او درباره مشکلاتتان صحبت کنيد، او به شما خواهد گفت اين حرفها آزار دهنده است.

اگر درباره مسائل خود با او صحبت نکنيد، او خواهد گفت که شما به او اعتماد نداريد.

اگر شما قرار خود را با او لغو کنيد، شما غير قابل اعتماد خواهيد بود.

اما اگر او اينکار را بکند، حتما با مشکلي مواجه شده است!

اگر شما سيگار بکشيد، شما دختر خيلي خيلي بدي هستيد.

اما اگر او سيگار بکشد، او يک آقا (مرد بزرگ) خواهد بود!

اگر شما امتحانتان را خوب بدهيد، شما شانس داشته‌ايد.

و اگر نتايج امتحانات او خوب باشد، به خاطر هوش بالا و استعدادش هست!

اگر او را آزار دهيد، شما شخص ظالم و بي‌رحمي هستيد.

اگر او شما را آزار دهد، شما آدم خيلي حساسي هستيد!

 

خلاصه آنکه:

چيزهاي ساده مي‌توانند در عين حال پيچيده نيز باشند.

چيزهاي ضعيف مي‌توانند در عين حال قدرتمند نيز باشند.

چيزهاي مغشوش نيز مي‌توانند در عين حال مطلوب باشند.
 
ادامشو این پایین بخونید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:47  توسط حامد حسين خاني  | 

 فقط مردان بخوانند :

 

1. زنان پیچیده >

 

تحليلي بر رابطه زن و مرد و طرز تفکر زنان

اگر او را ببوسيد، شما يک آقا نيستيد.

اگر او را نبوسيد، اصلا مرد نيستيد!

اگر از او تعريف کنيد، او فکر مي‌کند داريد دروغ مي‌گوئيد.

اگر او را ستايش نکنيد، شما براي چه خوبيد؟

اگر شما هميشه با او موافق باشيد، شما يک زن ذليل هستيد.

اگر موافق نباشيد، شما او را درک نمي‌کنيد!

اگر زياد او را ملاقات کنيد، شما خيلي عجول هستيد.

اگر زياد او را ملاقات نکنيد، او شما را به خيانت متهم مي‌کند!

اگر خوب لباس بپوشيد، شما يک بچه سوسول هستيد.

اگر نپوشيد، شما يک پسر کودن هستيد!

اگر شما حسود باشيد، او مي‌گويد که اين خيلي بد است!

اگر حسود نباشيد، او فکر مي‌کند که شما دوستش نداريد.

اگر کوشش کنيد تا رابطه‌اي دراماتيک بسازيد، او مي‌گويد شما قدر او را نمي‌دانيد.

اگر کوشش نکنيد، او فکر مي‌کند شما دوستش نداريد!

اگر شما يک دقيقه تاخير کنيد، او غر خواهد زد که منتظر بودن سخت است.

اگر او تاخير کند، خوب اين يک روش زنانه است!

اگر شما مرد ديگري را ملاقات کنيد، شما از وقت خود خوب استفاده نکرده‌ايد.

اگر او با خانم ديگري ملاقات کند، خوب اين کاملا طبيعي است. آنها زن هستند!

اگر شما فقط گاهي او را ببوسيد، او ادعا مي کند شما سرد هستيد.

اگر شما زياد او را ببوسيد، او فرياد خواهد زد که داريد از او سو استفاده مي‌کنيد!

اگر شما به زن ديگري خيره شويد، او به شما مي‌گويد که سبک هستيد.

اگر او به مرد ديگري خيره شود، او خواهد گفت که او فقط خوش تيپ است!

اگر شما صحبت کنيد، آنها مي‌خواهند که شما شنونده باشيد.

اگر شما شنونده باشيد، آنها مي خواهند که شما صحبت کنيد!

 

خلاصه آنکه:

 

چيزهاي ساده مي‌توانند در عين حال پيچيده نيز باشند.

چيزهاي ضعيف مي‌توانند در عين حال قدرتمند نيز باشند.

چيزهاي مغشوش نيز مي‌توانند در عين حال مطلوب باشند.
 
ادامشو این پایین بخونید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:45  توسط حامد حسين خاني  |