تبليغاتX
طنز بی پرده
من : حامد 26 ساله هستم

چ: هفتمين حرف از حروف الفباي فارسي است كه داراي يك گردالي و سه نقطه در داخل آن ميباشد.

چادر: پوششي است اسلامي براي زنان كه در موارد اضطراري (‌كمبود وقت و حوصله و نبود سشوار و شانه و لباس تميز و مرتب!‌) كاربرد اساسي دارد! در برخي موارد غير اضطراري (‌نبود شوهر در منزل)‌ بصورت پشت و رو استفاده ميشود!

چاكريم: واژه ايست محاوره‌اي كه در محدوده ميدان امام حسين به پائين مورد استفاده دارد.

چاله: اتوبان همت - آنچه قبل از چاه در آن مي‌افتند!

چت: ( به فتح چ) گفتگويي است كامپيوتري. من تايپ ميكنم تو ميخوني، ‌تو تايپ ميكني من ميخونم.

چت: (‌به كسر چ) ‌احساسي كه بعد از چَت زياد به مغز انسان دست ميدهد!‌

چتاب: مجموعه نوشته شده يا كتاب كه در تبريز چاپ و منتشر شده باشد!  

چرتكه: وسيله‌اي است كه با آن حساب و كتاب دوستان و دشمنان را رسيدگي ميكنند. نوع قديمي كامپيوتر كه با آن نميشود Chat كرد.

چراق (غ): وسيله روشنايي بي‌سوادان، همچنين قارچي كه اشتباهي از اون طرفي روييده باشد!

چس فيل: بوي بدي كه در باغ‌‌‌‌وحشها به مشام ميرسد!

چشمك: وسيله‌اي براي آغاز يك زندگي مشترك!

چلاق: (بر وزن الاغ!)‌ حالتي كه بعد از ضربات پي‌درپي دسته جارو توسط خانوم خانه، به پاي آقاي خانه ايجاد ميشود!

چلمبوق: نميدونم والا يعني چي!

چلوكباب: بهترين غذاي ايراني - همچنين بدترين غذاي ايراني اگر بيست سال در چلوكبابي كار كنيد!

چماق: وسيله‌اي براي برقراري عدل و برابري. در برخي موارد از شمشير ذوالفقار هم استفاده ميشود!

چمدان: وسيله‌اي كه زن خانه به هنگام قهر كردن با مرد خانه،‌ وسايلش را در آن ميگذارد و به خانه مادرش ميرود!

چمران: از بزرگان و روشنفكران انقلاب اسلامي كه در حال حاضر بصورت بزرگراه دراز به دراز در شهر تهران قرار دارد تا شهروندان گرامي از روي ايشان رد شوند! (‌در ضمن قسمت زانوي آن مرحوم نياز اساسي به آسفالت كاري دارد!‌)‌.

چوخلص: كلمه اي است به دو مفهوم: «چاكر و مخلص»!

چونه: قسمتي از صورت كه در هنگام خريد يا فروش كالا آن را ميزنند!

خواستگاري: وسيله‌اي براي برقراري يک ارتباط مشروع و اثبات علاقه و معرفت خود به طرف. (بگي نگي همون اِسي معرفت)

دختر: نوعي بنده خدا! که از روي بدشانسي در ايران متولد شده است و هر روز بايد موقع عبور از خيابون مواظب باشه که يه وقت يه پرايدي زيرش نگيره!

سوسول: لغت سوسول برگرفته از ۲ قسمت هست قسمت اول که در اصل سه (۳) سول بوده. سول در زبان فارسي کهن به معني ناودان که در اصل از ترکيب نوعي آرايش مو يعني گذاشتن مو به صورت فرق از وسط! البته اين ۲ سولش بوده و سوله سومش رو من هر چقدر فکر کردم پيدا نکردم!

شاسکول: منگ، آخر تيپ، بچه‌هاي رشته الهيات.

شاش: بترسان تا بريزد، نخندان تا نريزد.

شام: تا تواني دلي بدست آور

شبيخون:حمله‌ي ناگهاني در شب همراه با سر و صدا و جراحت زياد. (بازم هر جور راحتي فکر کن)

شتر: همان پسرانند که دم در خانه‌ي دختران مي خوابند.

شترنجي: صورت فرد شرمنده را گويند.

شراب: بپا نيفته، آب شنگولي.

شرمنده: زمان بروز اين حس، کلاه کاسکت فراموش نشود.

شل: (به فتح ش) از ملزومات اوليه گدايي.

شلغم: موجودي است بي آزار، در بدن وي رگي نمي‌يابيد، در جاي سرد نگهداري شود تا وا نرود.

شلمچه: محلي که آنان مردند تا اينان بخورند.

شماره: از کنار هم قرار دادن چند عدد تک رقمي تشکيل شده که بصورت زنجيروار پشت هم آورده ميشوند.

شمال: پاتوق، سرتو بالا کن بالا کن بالا، هر جا دريا داشته باشه.

شوت: 1- دست نيافتني، دور از اين حوالي بسر مي‌برد.2- ضربه‌ي حاصل از عقده‌هاي بازيکن  

شورت: پوششي براي منطقه ممنوعه.

شوش: شعبه2جردن، بورس شلوار 6پليسه (خمره)

شوهر: وقتي ديگه خيلي بيکاري مي‌توني يه سري بهش بزني.

شيپور:اگه نداري بيخيال ورزشگاه آزادي شو، وسيله‌اي است که با دميدن يک فوت کوچک به درون آن مي‌تواني گوش دشمنان را کر کني

شيلنگ: با فشار زياد غير قابل کنترل مي‌شود. (هر جور راحتي فکر کن)

عروسي: محلي که در آن بزنند (نه کتک البته) و برقصند، غيبت کنند، کيک و جوجه کباب بخورند. (و نوشابه البته)

قرار: اغلب اوقات دومين ديدار را ميگويند که قبلاً توسط تلفن گذاشته شده. (توجه: اگر پول نداريد، اگر توان دويدن شما کم است به شدت از قرار گذاشتن پرهيز کنيد، در غير اين صورت آمادگي کتک خوردن را از دست موجودات ناشناخته‌اي که داراي لباسي سبزينه رنگ و کلاه کجي به همان رنگ هستند، داشته باشيد.)

ماچ: يک حرکت غير ورزشي! غير اخلاقي و غير فرهنگي است! که به خاطر مسائل سياسي و نفوذ انگليس در ايران در زمان آقا محمدخان قاجار! در کشور ما رواج پيدا کرد. نوع پر آب آن بيشتر در مراکز خصوصي استفاده داره!

مشق: پروژه‌ي دانشگاه، عملگي براي استاد!

نامزدي: فوايد زيادي دارد، از جمله اينکه از کلاه کجها کمتر کتک ميخوريد. نشان آن حلقه‌اي است در انگشت دوم از سمت چپِ دستِ چپ.

+ نوشته شده در  84/09/03ساعت 14:58  توسط حامد حسين خاني  |